اولياء الله آملى
168
تاريخ رويان ( فارسى )
شريف به حسن معاشرت و يمن مصاحبت ، روزگار مىگذرانيد . تا از بركت آن محبت و هوادارى و مودت ، ولاى او در دلهاى مردم از خاص و عام جاى كرده بود و هيچ آفريده كائنا من كان با او راه مخالفت نسپردند و از قبل اردوى بزرگ ، پيوسته به تشريف و نواخت ، مخصوص و مكرم بود . و در ايام او ملك معظم تاج الدوله يزدجرد بن شهريار بن اردشير بن كينخواز در مازندران حاكم و پادشاه بود ، با تمكين كه بعد از ملك اردشير ماضى هيچكس را در مازندران مثل او نبود . تا حدى كه خداوندى بترى بودى ، حسن وازى كل « 1 » نام ، تنها يك نفس پياده مال و معاملات مازندران از خندق تميشه ، دشت و كوه تا اليشهرود ، تحصيل مىكرد و به درگاه مىآورد . در زمان او در شهر آمل و نواحى ، هفتادپاره مدرسه عامر و پركار بود و جهت همين ، كار ائمه و سادات در عصر او به نظام بود و ادرارات او سال [ به سال ] بديشان مىرسيد « 2 » . ميان استندار شاه غازى و ملك تاج الدوله وفاقى هرچه تمامتر و خويشى و مصاهرت ثابت . پسر ملك تاج الدوله - شمس الملوك نام - خواهرزادهء ملك شاه غازى استندار بود . بعد از سى سال كه به رونق تمام زندگى كرد ، در سنهء احدى و سبعمايه وفات يافت . و از او اسكندر نام پسرى بازماند و او جد مادرى ملوك زمان ماست ، عزت انصارهم . استندار شاه كيخسرو بن شهراگيم بعد از برادرش - ملك شاه غازى - او حاكم و ولايتدار بود . و برادرش - ارغش - مطيع فرمان او مىبود . اوقاتش به كامرانى و شادكامى مىگذشت
--> ( 1 ) - حسن قادى گل . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 64 . ( 2 ) - مطالب بالا و پارهاى از عبارات آن عينا در ص 63 و 64 تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين نوشته شده است .